خرید بک لینک
من تمـــــام شــــــــعرهایم را

در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام !

و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی

دســـــــــت خالی ,حیرت زده

از شاعر بودن استعفا خواهم داد!

نقــــــاش میشوم

تا ابدیت نقش پرواز را

بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا

خواهـــــــم کشید.

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 2:41


ای در میان جانها، از ما کنار تا کی؟
مستان شراب نوشند، ما در خمار تا کی؟

ما کشتگان عشقیم، بر خاک ره فتاده …
ما را چنین گذاری، در رهگذار تا کی؟

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 2:41

با نگاهت باز شعر بی حساب آورده ای نم نمک با گیسوانت عطرِ ناب آورده ایآسمان را دیدم و امشب ندیدم ماه رابا سر مویت به روی مه نقاب آورده ای؟خنده ی مستانه ات پر کرده امشب خانه راسخت مستم کرده ای با خود شراب آورده ای؟آسمان سینه ام مهتاب را گم کرده استدر دل شب با حضورت آفتاب آورده ایبا تو من حالی به حالی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 7:35

از خانه بیرون میزنم ، اما کجا امشب ؟شاید تو میخواهی مرا در کوچهها امشبپشت ستون سایهها ، روی درخت شبمیجویم اما نیستی در هیچ جا امشبمیدانم آری نیستی ، اما نمیدانمبیهوده میگردم بدنبالت چرا امشب ؟هرشب تو را بیجستجو مییافتم امانگذاشت بیخوابی بدست آرم تو را امشبها ... سایهای دیدم ، شبیهت نیست

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 21:24

گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ها راچون آینه پیش تو نشستم که ببینیدر من اثرِ سخت ترین زلزله ها راپر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیستاز بس که گره زد به گره حوصله ها راما تلخیِ "نه" گفتنمان را که شنیدیموقت است بنوشیم از این پس "بله" ها رابگذار ببینیم بر این جغد نشستهیکبار دگ

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 21:24

این زندگی غمزده غیر از قفسی نیست
تنها نفسی هست ولی هم نفسی نیست

این قدر نپرسید کجا رفت و کی آمد
اشعار پراکنده ی من مال کسی نیست

مریم حیدر زاده

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 21 تير 1396 ساعت: 11:38

تمامِ روزهای هفته سر در گم ام غروب جمعه که می شود سر از دل تنگی در می آورم! نسترن وثوقی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

بیا ببین که مرگ هم حریف ما نمی شودببین که قامت من از حادثه تا نمی شودتو نیستی خدای من، من و تو هر دو بنده ایمفریب سروری مخور، بنده، خدا نمی شودهزار تیر حادثه، کمین گرفته در کمانولی اگر نخواهد او، یکی رها نمی شودوعده ی خوشبختی من، به خواب مانده تا ابدگناه زنده بودنم که بی جزا نمی شودهمیشه مرگ قصه ها،

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم حال اگر چه هیچ نذری عهده دارِوصل نیست یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم ماجراهایی که با من زیر باران داشتی شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود من

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر
» مشاهده کامل شناسنامه
» تماس با مدیر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

جز روی تو من با صنمی غیر نسازم
زین اتش دل یکسره در سوز و گدازم

زان قوت عشق تو مگر بار خدایا
پاکیزه شود طینت هر روز نمازم...

رشید صید مرادی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

فلـــک در قصــــد آزارم چــــــــرائی
گلم گر نیستی خـــارم چـــــــرائی

تــــو کــــه باری ز دوشـم بر نداری
میـــــان بار ســـــــربارم چــــــرایی

بابا طاهر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:26

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر استدر قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاهدل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر استتشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستندکوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است فهم این رندی برا

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 4:02

بنگر ز جهان، چه طَرْف بربستم؟ هیچوز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچشمع طربم ولی چو بنشستم، هیچمن جام جمم ولی چو بشکستم، هیچ. خیام

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 4:02

ریشه در اعماق اقیانوس دارد شایداین گیسو پریشان کرده بید وحشی باران یا نه دریائیست گویی واژگونه بر فراز شهر شهر سوگواران هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر با تشویش رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا از دل یاران؟ چشم ها و چشمه ها خشکند روشنی ها محو در تاریک

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 18:10

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر
» مشاهده کامل شناسنامه
» تماس با مدیر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفتعـاشقی ها از دلـم دیوانگی هـا از سرمشمع لرزان نیستم تا ماند از من اشک سردآتـشــی جــاویــد باشــد در دل خاکـستـــرمسـرکـشـی آمـوخت بخت از یـار یـا آموخت یارشـیـــوه بـازیگــری از طــالــع بــازیـگــــرم؟خــاطـرم را الفتی بـا اهـل عالم نیســت نیســتکـز جهــــانی دیـ

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

  ای دیــــر بــدست آمـــده بــس زود بـرفتیآتــش زدی انــدر مــن و چون دود برفتیچـــون آرزوی تنگـــدلان دیـــر رسیــدیچــون دوستی سنگــدلان زود برفتیزان پیش که در باغ وصال تو دل مناز داغ فــراق تـــو بـــر آســود برفتیناگــشته من از بند تــو آزاد بجستینا کـ

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

سلیمان را جز این تن اهرمن نیست سلیمان را جز این تن اهرمن نیستکه جان را دشمن جانی چو تن نیست بود زندان جان خاکی تن ما که زندان مور را غیر از لگن نیست بگیر از خویشتن خود را که در عشق حجاب خویشتن جز خویشتن نیست بکن این گور و بردار این کفن را که این مرده سزای این کفن نیست نهان در خاک کن ما و منی را که د

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

تنها در خلوت اتاق
با هر چیزی می شود حرف زد
با میز
با دفتر تلفن
با گل های شمعدانی
با هر چه که هست...
اما من دیوانه ام
میان این همه هست
با تو حرف می زنم که نیستی ...

"مهتاب یغما"

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده استکـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده استمثــل من باغچـــــه ی خانــه هم از دوری تــــوبس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده استبس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلمنسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده استبی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کردخبـــــر از آمدنت دا

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتمشوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم ! در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

سلام به همه علاقمندان به شعر و ادبیات ایرانی برای شما لحظات خوبی را آرزو مندم و امید وارم از. این وبلاگ لذت ببرید خواهشمندم نظرات خود را دریغ نفرمایید باتشکر
» مشاهده کامل شناسنامه
» تماس با مدیر

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

پلنگ سنگی دروازه های بسته شهرممگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرمتفاوت های ما بیش از شباهت هاست باور کنتو تلخی شراب کهنه ای من تلخی زهرممرا ای ماهی عاشق رها کن فکر کن من همیکی از سنگ های کوچک افتاده در نهرمکسی را که برنجاند تو را هرگز نمی بخشمتو با من آشتی کردی ولی من با خودم قهرمتو آهوی رهای دشت

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود

چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 5:51

صفحه بندی